جواد حیدری

اسارت در شام

 

خون دل بنشسته بر آئینه ها

شد نمایان عقده ها در سینه ها

بر تسلای دل آل علی

شام شد آراسته با کینه ها

***

شامیان چون بد نهادی می کنند

از علی با طعنه یادی می کنند

تا بسوزانند قلب فاطمه

پیش زینب رقص شادی می کنند

***

سنگ بر قاریِ قرآن می زنند

گاه بر روی یتیمان می زنند

گرچه گل ها زخمی و پژمرده اند

باز هم لطمه به آنان می زنند

***

طعنه بر مظلوم بی یاور چرا

جنگ با مولای بی لشگر چرا

روی بام آتش چرا آورده اند

بر اسیر آتش زدن دیگر چرا

***  

قوم بی دین و یهود آماده اند

روی بام خانه ها اِستاده اند

بهر مهمانداری آل علی

سنگ بر اطفال خود هم داده اند

***

ظلم بر مهمان خسته بس کنید

چهره ها در خون نشسته بس کنید

سنگ کینه کار خود را کرده است

استخوان ها شد شکسته بس کنید

***

شام آری مبتلای زینب است

سینه چاک غصّه های زینب است

گرچه روزی مثل یک بتخانه بود

حالیا کرب و بلای زینب است





تاريخ : سه شنبه 11 مهر 1396  | 10:54 ق.ظ | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید